هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
165
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
را فقط براى خود مىخواهد ، و لا غير . در ماه « رمضان » به سفر « تفريحى » و « خوشگذرانى » و « عياشى » مىرود ؛ و آنموقع روحانيون شهرهايى چون « سارى » و « اشرف » ( بهشهر ) و « آمل » و « بارفروش » ( بابل ) به پيشواز اين سفاك خونريز مىروند و در تمجيد از شاه ، سخنرانىها مىكنند . ( براساس همين سفرنامه و روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه ) . در حكومتى كه نه نشانى از « آزادى بيان » و « آزادى قلم » است ، تنها انديشه و نگارش و تفكرى مورد حمايت قرار مىگيرد ، كه مداح « حكومت » و توجيهكنندهء اعمال و كردارهاى او باشد ؛ حال با هر عنوان و شكلى كه بتوان از آن بهره جست و به حكومت چهرهاى « پاك » و « مقدس » بخشيد . پادشاهى كه نوكر ابرقدرتهاى زمان خويش است ، همهجا به « استقلال » خواهى خود فخر مىفروشد و به اينكه « امين » و « دلسوز » مردم است ؛ و همهء فكر و ذكر او - شب و روز - ايجاد كشورى پهناور و بزرگ و متمدن و يك زندگى باعزت و رفاه و خوشبختى براى ملت است ؛ ملتى كه قتل فرزندان فرهيختهاى چون « قائم مقام فراهانى » و « امير كبير » را به چشم ديده و سركوب آزاديخواهان را بارها و بارها به نظاره نشسته است . 3 . منبعى مناسب و معتبر در شخصيتشناسى عصر قاجار ، و يا بهتر بگويم « عصر ناصرى » . دامنهء اين افراد ، هم شامل حكومتگران ( وزير ، دربار ، مترجم ، پزشك ، والى . . . ) مىشود و هم افراد لايهء ميانى حكومت ( كدخدا ، تيولدار . . . ) و هم دانشمندان و روحانيون و هم برخى افراد خاص . وقايعى كه در اين اثر از آنها ياد مىشود ، مانند حضور « سيف الدوله » ، يا مرگ « خسرو ميرزا » ، از اهميت تاريخى خاصى برخوردار هستند . 4 . دادههاى اطلاعاتى تاريخى و باستانشناسى . علاوهبر اينكه نام آبادىها در سال 1292 ه . ق . ثبت شده ، اطلاعات خوبى از آثار تاريخى ( قلعه ، كاخ ، امامزاده ، راه ، مسجد . . . ) و حتى باستانشناسى به روايت مردم ( غار ديوسفيد ) ارائه شده ، كه در نوع خود جالب و كمنظير مىباشد . و منبعى است در دسترس تاريخنگاران و باستانشناسان . 5 . شكارنامه . مىگويند سفرنامهء ظلّ السلطان ، تنها فايدهاش ذكر مسائل مربوط به شكار در نواحى مختلف ايران است و بس ؛ اما دربارهء اين كتاب ، مسئله فرق مىكند . گرچه